محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )

284

مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )

2 . مقريزى گفته است : نمايندگان رهاويان . . . و قرآن و فرائض دينى را آموختند و به سرزمين خود بازگشتند . سپس تنى چند تن از آنان آمدند و [ در سال دهم هجرى ] همراه پيامبر خدا ( ص ) از مدينه به زيارت خانهء خدا رفتند . آنان [ در مدينه ] ماندند تا پيامبر ( ص ) درگذشت . پيامبر به هنگام مرگ ، سفارشى نمود كه به مقدار يك صد بار شتر ( وسق ) از روستاى كتيبهء ( 1 ) خيبر ، به صورت مقرّرى به ايشان بدهند . پيامبر ( ص ) در اين باره ، فرمانى براى آنان نوشت . سپس رهاويان [ در سال يازدهم ] در سپاه اسامه به سوى شام رهسپار گشتند . متن فرمان در دست نيست . شايد هر دو روايت به يك موضوع ارتباط داشته باشد . 1 . الكتيبة : به صيغهء تصغير ، نام يكى از روستاهاى خيبر است ( لسان ، 1 / 702 ) . - م . ( 1 ) ( 117 / الف ) به جعفى قبيله‌اى از مذحج بعب ش 2531 ؛ سنن دارقطنى 1 / 204 ؛ ابن ماجه 8 / 11 ( ش 1081 ) ؛ بد 9 / 4 ش 13 ؛ بع ش 1052 ( ناشر آن ، در حاشيه گفته است ؛ نسائى نيز آن را روايت كرده است ) . از سويد بن غفلهء جعفى روايت است كه گفت : گردآورندهء زكات پيامبر خدا ( ص ) نزد ما آمد . من در نامهء او خواندم : به انگيزهء هراس از زكات ، نبايد دامهاى جدا از هم را به هم پيوست و دامهاى به هم پيوستهء يك گلّه را از هم جدا كرد ( 1 ) . گفت : مردى شتر مادهء تندروى را نزد وى آورد . او از گرفتن آن خوددارى كرد و گفت : اگر من اين شتر ماده را از دارايى مردى مسلمان بستانم ، چه بهانه‌اى نزد پيامبر ( ص ) خواهم داشت ؟ 1 . بنگريد : نامهء 110 / 3 ، بندهاى : 11 و 12 .